قربون خدا:

خانما اقایون از همین جا می خواهم اعلام کنم که رفتم که برم قربون خدا، حالا چرا؟ الان خدمتتون عرض میکنم. فکر کنید از مهر ماه پاییز شروع بشه، بعد سریع زمستون بیاد و همش باد، سرما و یخبندون باشه. اسمون همیشه خاکستری و ابری، ساختمونها خاکستری، درختها همه چوب خشک و تمام رودخونه ها یخ بسته باشه. بعد اول یخها اب بشه و در عرض چهار روز همه جا سبز بشه، سبز، خدایا شکرت ت ت ت. چهار روزه که فقط اسمون ابی و یک توپ گرم و طلایی اون بالا میدرخشه، درختها جونه زدن ولی هر ثانیه دارن سبز و سبز تر میشن، چمن ها سبز شدن،. هوا گرم م م م انقدر گرم که با استین کوتاه میریم بیرون ، تا پنج روز پیش کاپشن تنمون بود ولی این چند روز هوا بس نا جوانمردانه قشنگ هست. انقدر هوا خوبه که امروز سام برای اولین بار از من و باباش دور شد ولی به عشق بازی با النا و عشق تاب و سرسره و هوای گرم اصلا بهانه ما رو نگرفت و ما با خیال راحت به کارهامون رسیدیم ولی وقتی رفتیم دنبالش دیدم از شدت بازی و بدو بدو لپهاش گل انداخته ولی بازم دست بردار نیست. ولی تا ما رو دید دوید که ببریمش جیش کنه، در نبود ما حاظر نشده بود جیش کنه و به قول خودش کسی به جز ما گوگولیشو ببینه، ننه درد و بلات به سرم که نجابتت من و کشته. این روزها بره کشونه سام هست، النا دختر سه سال و نیمه دوستمه، که از ایران اومدن، همیشه سالی دو بار میان اینجا، مامانش ایران و اینجا کار میکنه، اینه که هر سال چهار ماه النا اینجاست. خوب برای سام خیلی خوبه چون النا فارسی حرف میزنه، و واقعا سام و النا از بازی با هم لذت میبرن. به قول سام النا زبون میفهمه، هر چند که این النا خانم عزیز و دوست داشتنی لهجه پسر ما رو مشهدی کرده. حالا فهمیدین چرا میخواهم قربون خدا برم، اخ که چقدر هوا تو روحیه من اثر میگذاره.

/ 3 نظر / 9 بازدید
ملودی

اول یه بووووس گنده برای این پسر کوچولوی ناز و با حیا[ماچ] خوشحالم برای این هوا و لطافت بهاری عزیییییزم . وای چه بامزه که سام لهجه ی مشهدی گرفته[خنده] دختر گوگولی منم حسابییی بلده مشهدی حرف بزنه ولی خوب فقط وقتایی که میخواد حرف بزنه و بقیه مواقع لهجه نداره اما در مورد سام دیگه بامزه میشه مامان شیرازی و پسر خوشگله وقتی فارسی حرف میزنه لهجه مشهدی[نیشخند]